مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
308
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
بيقين نمىداند كه : اين نيز مظهرى از مظاهر حق است . و عارف مىداند كه : بتپرست اگر نه تخيّل الوهيّت كرده بودى ، هرگز حجر و مدر و حيوان و شجر را نپرستيدى . چرا كه : مىبيند و مىداند كه : جماد بىحسّ و حركت است كجا خدائى را شايد ؟ ! امّا آن خيال است كه او را به آن پرستيدن مىدارد . فلهذا « 154 » قال : « قُلْ سَمُّوهُمْ » « 155 » فلو سمّوهم لسمّوهم حجرا « 156 » أو شجرا أو كوكبا . و لو قيل لهم : من عبدتم لقالوا إلها ، ما كانوا يقولون : اللّه و لا إله « 157 » . فاعل « قال » حق است - تعالى شأنه - . و فاعل « قل » محمّد - صلعم - . و قوله « فلهذا » تعليل و اشارت است بر تخيّل الوهيّت ؛ يعنى : حق - جلّ جلاله - از جهت الزام كفّار به نبىّ خود گفت كه : « بگو مر عبدهء اصنام و اشجار ، و ملازمان عبوديّت اغيار [ را ] كه معبودان خود را نامى بر نهيد تا ما نام ايشان بدانيم كه معبود بحقّ ما را نامهاست چون اللّه و إله » . ايشان اگر نام بردندى ، آن چيزى را كه تخيّل الوهيّت در وى كرده بودند ، گفتندى : حجر يا شجر يا كوكب . چرا كه : اطلاق اسم بر آن متعيّن مىكردند . و اگر پرسيدندى كه : « كرا پرستيديد ؟ » گفتندى : خدائى را پرستيديم ؛ يعنى : ربّى از ارباب متفرقه ، و الهى از آلههء متكثّره . چرا كه : انسان در هر يكى ، تخيّل الوهيّتى كرده بودند . پس جواب بحسب تخيّل خويش دادندى ؛ و نگفتندى كه : « ما اللّه را
--> ( 154 ) - ن : و لهذا قال ( عف ) . ( 155 ) - ق ( س 13 - 33 ) قل . ( 156 ) - ن : لسموهم حجارة او شجرا ( عف ) . ( 157 ) - ن : اللّه و لا الاله ( عف ) .